الشيخ محمد آصف المحسني
26
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
فرمان خروج از احرام وقتىكه معاهده صلح ميان پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم و نماينده مشركين به امضا رسيد ، آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم به مردم دستور داد ، شترانى را كه براى قربانى به همراه خود آورده بودند ، در همينجا قربانى كنند و از احرام خارج گردند . اصحاب و ياران پيغمبر اصلًا به حرف او توجه نكردند ، هيچكس شتر خود را براى قربانى ذبح نكرد ! نظر مسلمانان اين بود كه با مشركين وارد جنگ شوند و به زور مكه را فتح كنند ، تا آنان بتوانند مناسك حج خود را بجا آورند ، مسلمانان نمىدانستند كه پيغمبر بيشتر از ديگران مصالح مسلمين را در نظر دارد و هيچ فكر نمىكردند كه او با عالم بالا در ارتباط است ، نفع و ضرر مردم را او از خود مردم بهتر مىداند . جبرئيل مسائل مهم را براى آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم بيان مىداشت و در صورت لزوم خداوند جل جلاله به او وحى مىكرد ، مردم احساساتى فكر مىكردند . قضيه مخالفت صحابه را نسبت به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبنى بر خروج از احرام را محدثين چنين نقل مىكنند كه پيامبر فرمود : اى مردم ، هر دستورى كه من مىدهم عمل كنيد و از آن تمرّد نكنيد » . صحا سخن پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم را به او برگرداندند ( يعنى اعتراض كردند و سخن او را قبول نكردند ) . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم غضبناك شد و داخل خانه يكى از زوجات محترمه خود شد او وقتى غضب را در سيماى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مشاهده كرد ، گفت : اى رسول خدا ، كسى كه تو را غضبناك كردهاست ، خداوند بر او غضب كند . پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : چرا غضبناك نشوم ، در حالىكه به مردم فرمان مى دهم و كسى از آن تبعيت نمىكند . « 1 »
--> ( 1 ) - صحيح مسلم / ج 4 ، ص 37 ، ح 3002 . كتاب الحج ، باب بيان وجوه الإحرام - مسند أحمد / ج 4 ، ص 286 - كنز العمّال / ج 5 ، ص 275 - تذكره الحفّاظ للذهبى / ج 1 ، ص 116 .